تبليغاتX
لجـــــــــــن نامه

لجـــــــــــن نامه

اینجا قیامت نیست...!

HOMEPAGE

E-MAIL

 

سه تابلو در اتاقم خاک خورده و مغموم يکي غروب چشماني غمگين ديگري بهاري بي گل و دلگير سومي را نمي شناسم .. مي گويند تصوير من است

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 16:12 توسط پرستوی تنها |

اگه دستم به جدایی برسه

اونو از خاطره ها خط میزنم

******

هیاین چه کلمه ایه؟؟

ج

د

ا

ی

ی

میبینی؟؟میبینی چه ساده اس یه عمر زندگیت با همین ۵ تا دونه کلمه دود میشه و بابای...چرا؟! آهان یادم نبود  اعتراض وارد نیست!

از دل تنگ تموم آدما

از شب و روز خدا خط می زنم

****

آرزوهای محال و دست نیافتنی رو یه گوشه یاد داشت کن...بعدا که بزرگتر شدی حتما بهشون میخندی و میگی من چه کوته فکر بودم ..!(از اون جمله فلسفیا که بد جور حالمو زیر و رو میکنه!)

اگه دستم برسه به آسمون

با ستاره ها قیامت میکنم!

***

وای قیامت!عاشقشم ..عاشق اینم که بتونم قیامت کنم.این آتشفشانو روشن کنم!زمین لرزه شه و همه چی قاطی شه..نصفی ها برن تو نرم کره و نصفی ها از توی آتیش نرم کره بیان بیرون؟!شاید زندگی عوض شد نه عوضی مثله الان!

+ نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 19:49 توسط پرستوی تنها |

+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:22 توسط پرستوی تنها |

هووی...زندگی لعنتی تا کی میخوای شبیه آروز های من نباشی؟

 

بعضی وقتا که با خودم فک میکنم میبینم شاید اگه از اول خدا ماها رو محکوم به زندگی کردن ،نکرده بود  و حوا اون همه گول نمیخورد تا حالا ما بین این همه آدم عوضی زندگی کنیم دیگه غمی نبود اما مشکل اینه که ماها با غم بزرگ شدیم ..عزیز من زندگی سیری چند؟تو غماتو بشین کیلو کیلو بشمار!

هر کسی یه مشکلاتی برای خودش داره و آخرش دوس داره که دنیاش یه شکلی باشه..هر کس دنیای خودش شبیه آرزوهاشه!آخه نه به خدا میخوام بدونم کودوم آدمی تونسته به تموم آرزوهاش برسه٬بعضی وقتا با خوندن جمله ی معروفه (خواستن توانستن است) به خدا عقم میگیره!

این دنیایی که من میبینم به شتر برقی گفته زکی و مرغشم فقط یه پا داره!

+ نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 12:12 توسط پرستوی تنها |