تبليغاتX
لجـــــــــــن نامه - روز های بی خاطره!

لجـــــــــــن نامه

اینجا قیامت نیست...!

HOMEPAGE

E-MAIL

s.gh

بوسه ی باد خزونی

با هزار نامهربونی

زیر گوش برگ تنها

میگه طعمه خزوونی

برگ سبز و تر و تازه

رنگ سبزشو می بازه

غرق بوسه های باد و

وحشت روز های تازه!

می کنه دل از درخت و

میشه آواره ی کوچه

کوچه ای که یادگارِ

روزای رفته و پوچه!

می شینه گوشه ی کوچه

چشم به آسمون می دوزه

می کنه یاد گذشته

دلش از غصه می سوزه!

یاد باد یاد گذشته شاد باد

ای دل زرد و تهی

در حسرت دیدار باد

یاد روزایی که کوچه

زیر سایه ی تنم بود!

مهربون درخت عاشق

مست عطر نفسم بود

سهم من از بوسه ی باد....چی بگم ای داد و بیداد!

همه زردی و تباهی...مردن و رفته از یاد!

 

بدجور دلم خواست!یه هوس نرم و تازه...دلم خواست گوش بدم و برم تو دنیای خودم!دنیایی که کسی جز سیاوش شاید هیچ وقت بهش نزدیک نبود!تمام دیوارها ،عطر صدای سیاوش رو داره!

زمان درد ..غصه و همیشه کنارم بوده!نمیدونم چه سریه!عجیب باهاش عجین شدم!

روزهای بر باد رفته!

نمیتونم تصور کنم ...باورش برام سخته!چیزی که میگه راست باشه!

آیا بوده زمانی ..بوده که درخت عاشق..مست عطر کسی بوده باشه..یا نه حتی یه سایبون!؟!

 

+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 15:49 توسط پرستوی تنها |