تبليغاتX
لجـــــــــــن نامه - تغییرات تخریب کننده!

لجـــــــــــن نامه

اینجا قیامت نیست...!

HOMEPAGE

E-MAIL

چرا؟

چرا حق ندارم نباشم؟

چرا؟

چرا شما به نوشته های من دلبستید؟

چرا؟

چرا انقد من پست برای شما عزیزم؟

چرا چرا چرا؟!!!

این روزها از بس چرا گفتم خودم شبیه چرا شدم!

هرکسی منو میبینه میگه چرا؟

چرا انقد زشت شدی؟

چرا انقد عوض شدی؟

چرا موهات این رنگیه؟

چرا لباسات تیره اس؟

چرا انقد درس میخووونی؟

چرا زیر چشت اینجوری شده؟

چرا...!

.

.

.

.

دلم یه جیغ بلند میخواد.....

اما ...وقتی دهانم را باز میکنم بلکه اصواتی نامعلوم و نامفهوم ازش ترشح بشن....

به خودم میخندم و یک دل سیر دلم گریه می خواهد!

صدایی گنگ گه هنوز شروع نشده .....تموم میشه از دردی که...

تا دهنم رو باز میکنم کشش ماهیچه ی پشت گردن و اون درد مسخره که از پشت گردن شروع میشه و میرسه به ماهیچه توام! خفه ام میکنه!

.

.

.

.

میدونم دیگه واقعا و خدایی قولام رو قبول نمیکنید اما باور کنید سرم خلوت تر شده و میتونید خوشحال باشید از اینکه تا چند روز دیگه دوباره با خط خطی هایی که رو مغزتون کشیده میشه دوباره عم تلخ و گس این نوشته ها رو بچشید!

+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 11:23 توسط پرستوی تنها |